انسانها طی حدود ۲۰ هزار سال، و شاید حتی بیشتر، گونه گرگها را بهتدریج اهلی کردند و از دل این روند، بیش از ۲۰۰ نژاد مختلف از سگ شکل گرفت. با این حال، این تغییر ژنتیکی بدون هزینه نبوده و یک پژوهش تازه که در ژورنال Royal Society Open Science منتشر شده، نشان میدهد دستکم از حدود ۵ هزار سال پیش، مغز سگها شروع به کوچک شدن کرده است.
البته دانشمندان پیشتر هم میدانستند سگهای امروزی نسبت به خویشاوندان گرگ خود مغز کوچکتری دارند، اما زمان دقیق وقوع این تغییر در اندازه مغز هنوز روشن نیست. برای روشن کردن این موضوع، گروهی از پژوهشگران حجم فضای داخلی جمجمه را در ۱۸۵ گرگ امروزی و همچنین ۲۲ گرگ متعلق به دورانهای پیشاتاریخی که بازه زمانی ۳۵ هزار تا ۵ هزار سال پیش را پوشش میدادند، با هم مقایسه کردند تا مشخص کنند از چه زمانی اندازه مغز دچار تغییر شده است.
البته تنها حجم مغز، معیار کامل و بینقصی برای سنجش هوش نیست. برای نمونه، انسانها حتی در میان جانوران بزرگترین مغزهای دنیا را ندارند، چون اندازه مغز به تنهایی نمیتواند سطح توانایی شناختی را کاملاً نشان دهد. با این وجود، کاهش اندازه مغز معمولاً با کاهش کلی در میزان چالشهای شناختی مرتبط است؛ چون فشارهای بقا و نیازهای مربوط به تولیدمثل، در مقایسه با شرایطی که موجودات در طبیعت با آن روبهرو هستند، کمتر میشود. نویسندگان برای اینکه اطمینان داشته باشند کوچک شدن اندازه مغز دقیقاً نتیجه کوچک شدن واقعی مغز است و با کوچکتر بودن کلی بدن یا ثبت ناقص اشتباه گرفته نشود، از اندازهگیری حجم مطلق استفاده کردند.
به گزارش نشریه گاردین نتایج پژوهش نشان داد در سگهای اولیه که به دوره Upper Pleistocene تعلق داشتند (دورهای که پایان آن حدود ۱۲ هزار سال پیش بود) تفاوت چشمگیری در اندازه مغز نسبت به گرگهای همان دوره دیده نشد. اما حدود ۴۵۰۰ تا ۵ هزار سال پیش، یعنی در دوران نوسنگی متأخر، شرایط شروع به تغییر کرد. پژوهشگران توضیح دادند که برای نخستین سگهای اهلی، افزایش تعامل با انسانها شاید در ابتدا باعث یک افزایش جزئی در اندازه مغز شده باشد؛ با این حال، طی بازه ۵۰۰۰ تا ۴۵۰۰ سال پیش، در سگهای دوران نوسنگی متأخر یک کاهش شدید ۴۶ درصدی در اندازه مغز در مقایسه با گرگهای همدوره رخ داده است. نویسندگان همچنین اشاره کردند که حجم مغز این سگها به حجم مغز سگهای خیلی کوچک امروزی (تا حدودی نزدیک به سگهای Toy) رسیده است و این موضوع میتواند نشانهای از انتخاب رفتاری بسیار زودهنگام باشد.
یکی از نظریهها این است که مغز کوچکتر ممکن است برای انسانهای نوسنگی نوعی مزیت فراهم کرده باشد. سگهایی با مغز کوچکتر، طبق این برداشت، احتمالاً کمتر قابل آموزش هستند و همچنین از تغییرات محیطی با احتیاط بیشتری دوری میکنند؛ همین ویژگی میتواند آنها را به سیستمهای هشدار مؤثری تبدیل کند که سریعاً نسبت به حضور افراد یا اتفاقات جدید واکنش نشان میدهند. علاوه بر این، ممکن است سگهای کوچکتر در زمانهایی که غذا به آسانی در دسترس نبود، بتوانند با منابع کمتر هم دوام بیاورند.
توماس کوچی، پژوهشگر اصلی این مطالعه و عضو مرکز ملی علوم فرانسه، در مصاحبه با گاردین توضیح داد که شیوه زندگی سگها در دنیای امروز آنقدر نیست که همیشه بتوانند بخش زیادی از هوش خود را نشان دهند. با این حال، او تأکید کرد سگها همچنان بسیار باهوش هستند و فرایند اهلیسازی باعث احمق شدن آنها نشده؛ بلکه آنها را بیشتر قادر ساخته تا انسانها را درک کنند و با ما ارتباط برقرار نمایند.
بنابراین نباید به سگهای دوستداشتنی نگاه تحقیرآمیز داشته باشیم، چون برخی پژوهشها نشان دادهاند که انسانها نیز بهصورت آهسته و طی هزاران سال مغزشان کوچکتر شده است. یکی از احتمالات مطرحشده این است که داشتن مغز بزرگتر از نظر سوختوساز، بسیار پرهزینه بوده و به همین دلیل شاید فرایند تکاملی به سمت اندازههای کوچکتر رفته باشد.